ابرك

 

   
 
   
 
Tuesday, February 04, 2003
 
ديروز فيلمهاي بلند نامه هاي باد(عليرضا اميني)،دخالت الهي(اليا سليمان) و فيلمهاي مستند هنركشتن(سيف الله صمديان)، ور جم(محمد مقدم)،جان مرجان(سيد ماني ميرصادقي)،گورستان ارامنه(واروژ كريم مسيحي) و فيلم كوتاه جايي براي بازگشت(عليرضا رضايي) را ديدم. از ديدن دو فيلم نامه هاي باد و جان مرجان خيلي لذت بردم.نامه هاي باد با فيلمنامهء جمع و جور و ساده اش بي آنكه نقطهء اوج يا گره اي داشته باشد به مدد بيان روان و فضاسازي خوبش بيننده مجذوب مي كند اما مهمتر از آن ميزانسن هاي فوق العاده و فيلمبرداري بسيار خوب بايرام فضلي هستند كه به كمك فيلمنامه آمده اند تا از نامه هاي باد فيلمي به ياد ماندني بسازند.ديدن اين فيلم را به همهء دوستان توصيه مي كنم! جان مرجان مستند كه نه ،عاشقانه اي بود راجع به دنياي زير آب خليج فارس و درياي عمان،تركيب فوق العادهء موسيقي و تصوير از فيلمسازي كه گويا هر حركتي را به صورت رقص مي بيند.موسيقي فيلم كار محمد رضا عليقلي بود و در توصيف فيلم همين را بگويم كه در صحنه اي از فيلم مرجانهاي زنده كه در جهت جريان آب به اين سو و آنسو كشيده مي شوند نشان داده مي شود كه تركيب اين صحنه با موسيقيي كه انتخاب شده محال است كه بيننده را به ياد سماع درويشان نيندازد. دخالت الهي فيلمي است كه ممكن است در نظر اول ادا و اطوارهايش شيك به نظر برسد اما خيلي زود توهينهاي پي در پي فيلمساز به شعور بيننده غير قابل تحمل مي شود.جايي كه فيلم بدل شد به يك "ماتريكس" فلسطيني نتوانستم ادامهء فيلم را تحمل كنم و براي اولين بار نيمهء فيلم از سالن خارج شدم. دربارهء بقيهء فيلمها حرف خاصي ندارم كه بگويم اگر فكر مي كنيد فيلم واروژ كريم مسيحي را جا انداخته ام اشتباه مي كنيد.اما دربارهء فيلمهاي نامه هاي باد و دخالت الهي در فرصت ديگري مفصل تر مي نويسم.

Monday, February 03, 2003
 
با عرض معذرت از دوستاني كه احتمالا” براي خواندن مطالبي دربارهء فيلمهاي جشنواره كليك رنجه كرده اند بايد عرض كنم كه امروز موفق به ديدن هيچ فيلمي نشدم.براي ديدن فيلم پرندگان هيچكاك به سينما عصرجديد رفته بودم كه متأسفانه نتوانستم بليط بگيرم.امروز صفها نسبتا” شلوغ بود مخصوصا” صف فيلم واكنش پنجم(تهمينه ميلاني). اگر جشنواره اي باشيدمي دانيد كه هميشه در صفهاي جشنواره افرادي هستند كه به دليل نزديك بودن سليقهء سينماييشان به شما، عادت داريد كه سالي ده روز زيارتشان كنيد.اگر حافظه تان براي به خاطر سپردن افراد مثل من خوب باشد و نسبت به آدمها كنجكاو باشيد حتي يادتان مي ماند كه فلان آدم(حتي بدون اينكه يك بار با او صحبت كرده باشيد) دقيقا” چه فيلمهايي را ديده و معمولا” چه سبك فيلمهايي را مي پسندد.امروز چند نفر از آنهايي را كه از شش هفت سال پيش مي شناختم ديدم،اما خيلي ها ديگر چند سالي است كه نمي آيند.نمي دانم شايد سليقهء سينماييشان تغيير كرده شايد از ايران رفته اند شايد....هر جا كه هستند روزگارشان خوش و فيلمداني هايشان پر فيلم باد. ....... عذرخواهي مي كنم اگر اين روزها با تأخير كامنتهاي دوستان را پاسخ ميدهم.

Sunday, February 02, 2003
 
امروز بعد از انتخاب واحد دانشگاه براي ديدن فيلم بيا گريه نكنيم(مين بونگ هون) راهي سينما عصرجديد شدم.هرچه در جدول دنبال فيلمي گشته بودم كه توجهم را جلب كند و ضمنا” ساعتش هم براي من مناسب باشد هيچ فيلمي پيدا نكردم.خودم را قانع كردم كه براي ديدن فيلم جديد مين بونگ هون كنجكاوم.سه چهار سال پيش در جشنواره فيلم فجر، فيلم اول مين بونگ هون را نمايش داده بودند كه پايان نامهء دانشجويي اش بود و كار مشتركي بود با جمشيد عثمانف و من آن فيلم(پرواز زنبور) را ديده بودم.جلوي در سينما كه رسيدم شوك ناشي ازديدن خلوتي صف سينما به من كمك كرد كه با خودم روراست باشم و بپذيرم كه پيشرفت كردن يا نكردن آقاي مين بونگ هون به من هيچ ربطي ندارد.پس تصميم گرفتم فيلم مستند بدون دخترم(آلكسيس كوروس) را ببينم كه برايم جذابيت بيشتري داشت.فيلمي راجع به دكتر محمودي بيچاره كه جنجالي كه همسرش، بتي محمودي به پا كرد را از دوران كودكيم به خاطر دارم.دربارهء اين فيلم هم كه جوابيه ايست براي بدون دخترم هرگز در وبلاگها زياد خوانده بودم.فيلم بدون دخترم به نظرم فيلم خوبي بود.فيلمساز سعي كرده بود با نشان دادن تناقض آنچه دكتر محمودي دربارهء ايران مي گويد(دكتر محمودي بيش از اندازه ديدش نسبت به ايران مثبت است و به نظر مي رسد با تعصب و يك جور لجبازي با بتي دربارهء ايران فكر مي كند) و واقعيت جاري در ايران به موازات هم به بيننده اين اجازه را بدهد كه خودش قضاوت كند،هرچند كه در نهان فيلمساز خود با گفته هاي دكتر محمودي بيشتر موافق است و مي شود اين مسئله را در فيلم حس كرد اما اين عدم قطعيت و اجازهء انتخابي كه در اين فيلم به بيننده داده مي شود باعث مي شود كه از ضعفهاي كوچك فيلم چشم بپوشيم.به نظر من يكي از مهمترين مسائلي كه فيلمساز مستند بايد به آن توجه كند و در اين فيلم اين موضوع رعايت شده بود اين است كه ممكن است حقيقت پيش ما نباشد يا اينكه آنچيزي كه ما مي دانيم همهء واقعيت نباشد البته اگر معتقد باشيم اساسا” واقعيتي وجود دارد(ببخشيد اگر من كلمهء حقيقت و واقعيت را جابجا به كار بردم،فرق اين دو را نمي دانم.اگر منبع مكتوبي دربارهء تفاوت واقعيت با حقيقت سراغ داريد لطفا” معرفي كنيد ممنون مي شوم). ...... كاوه هم در وبلاگش دربارهء فيلم نفس عميق(پرويز شهبازي)نوشته.مي گويند نفس عميق يكي از فيلمهاي خوب جشنوارهء امسال است.
 
 
آرشيــــو

 
   

Home