ابرك

 

   
 
   
 
Wednesday, June 04, 2003
 
آقاي نقاش زاده استاد كارگرداني ما تعريف مي كرد كه دستيار نعمت حقيقي آنقدر از كيفيت كار خودش مطمئن بود كه وقتي همكارانش به شوخي بعد از كار به او مي گفتند كه چرا اين صحنه را خراب كردي مي گفت: روي پرده همديگر را مي بينيم! يك هفته دنبال پيدا كردن لوكيشن دويدم و آنقدر در خانهء مردم را زدم تا بالاخره موافقت صاحبخانه اي را جلب كردم.سن صاحبخانه بالاتر از شخصيت فيلمنامهء من بود اما نقش اول را به او دادم كه تضميني باشد براي ادامهء كار ما در خانه اش،با وجود اينكه به شدت از پيشنهاد بازيگري ذوق زده شده بود اما يك روز مانده به فيلمبرداري كنار كشيد و من كه تجهيزات را آفيش كرده بودم مجبور شدم يكروزه هم لوكيشن جديد پيدا كنم و هم يك بازيگر جايگزين او كنم، دو بازيگر ديگر هم كه مي بايست سنشان با بازيگر نقش اول متناسب باشد بايد تغيير مي دادم.حالا بماند كه به خاطر تغيير لوكيشن دكوپاژ هم تغيير مي كرد.به هر حال با همهء دردسرهايي كه در كار كوتاه كارگردان يك تنه بايد از پسشان بر بيايد روز پنجشنبه و جمعه فيلمبرداري داشتيم.تصوير بردار كار قبلي ام به شهرستان رفته بود و مجبور بودم با يك تصوير بردار جديد كار كنم كه روزي 20000 تومان هم طلب كرده بود(در كار دانشجويي هم كه كسي پول نمي گيرد همانطور كه بقيهء دوستاني كه سر كارم بودند بدون هيچ چشمداشتي بي دريغ همكاري كردند).بقيهء ماجرا بماند!!! قضيهء رفله كردن نور روي در اتاق را از همشهري كاوه بپرسيد كه حدود يك ساعتي سر صحنه بود! نيمي از كار را مانيتور نداشتيم تمام آن پلانهايي كه بدون مانيتور گرفتيم غير قابل استفاده است! خلاصه اينكه بايد كار را تكرار كنم و البته با يك تصوير بردار ديگر، كسي كه مثل دستيار نعمت حقيقي نتيجهء كارش ديدني باشد،نه ژستش سر صحنه!!! (جالب اينجاست كه با خونسردي راه حل هم ارائه مي كند،كه تصوير را اسكوپ كن كه مشكل آمدن بوم صدا توي كادر حل بشود!!!) ...... ايميل من ظاهراَ هك شده.تا اطلاع ثانوي در صورتي كه ايميل يا آفلايني از sadaf_raha دريافت كرديد جدي نگيريد.آدرس جديد را به زودي اعلام مي كنم.در ضمن اگر از دوستان كسي مي تواند كمكم كند كه پسورد جديد آدرس ايميلم را پيدا كنم ممنون مي شوم!
 
 
آرشيــــو

 
   

Home